روزهای بسیار متلاطمی بر ایرانیان می گذرد، همه سرخورده اند و خشم بر وجودشان مستولی شده. برای تحقیری که این روزها بر ایشان روا می شود، برای توهینی که مستحقش نیستند، برای استبدادی که گویا در تقدیرشان نوشته شده و ایشان را از آن رهایی نیست. سی سال پیش پدران ما انقلاب کردند برای بنیان نهادن جامعه ای نمونه بر اساس اسلام و خواست مردم یا همان جمهوری اسلامی. هشت سال با تمام دنیا برای حفظ آن جنگیدند. از همه چیز خود گذشتند تا اندیشه های مردی را متبلور کنند که از دل ایشان سخن می گفت. امام خمینی (ره) رهبر ایشان بود و جنسش از جنس مردم، قدرت را برای خدمت می خواست نه برای سرکوب مردم. اما امروز آن انقلابشان به یغما رفته است. توسط کسانی که امامشان آن روزها اعتقاد داشت توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند. کسانی که آن روزها امام انجمن حجتیه می خواندشان و امروز تمام ارکان قدرت را در چنگ گرفته اند و تمام انرژی خود را مصروف سرنگونی نظام جمهوری اسلامی می کنند.
دیروز روز سبزی بود، روز تبلور خواسته مردم، روز گریستن بی صدای مردم. روز فریاد مردم در سکوت، روز شکستن بغض بیست ساله مردم. دیروز مردم حرف خود را زدند حال یا کسی می شنود یا کسی نمی خواهد که بشنود و مردم به اشکال دیگری بلاخره حرف خود را خواهند زد.
به هر حال این روزها می گذرد و احمدی نژاد چهارسال دیگر هم رییس جمهور است و این کشور را با سیاست های غلطش ویران تر خواهد کرد، ولی : الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.