ممنون از بحثی که دوستان بوجود آوردند و کمکی کردند به پربارتر شدن موضوع ، در اینجا ذکر چند نکته را لازم میدانم.
۱- احساس می کنم یک خلطی در مبحث بوجود آمده بدین صورت که بعضی از دوستان تمایزی بین مفهوم بهره و ربا قائل نمی شوند، بهره یک مفهوم اقتصادی است ولی ربا یک مفهوم فقهی. وقتی ما راجع به بهره صحبت می کنیم باید با دید اقتصادی به موضوع نگاه کرد اما هنگامی که بحث فقهی و حرمت ربا به میان می آید باید از دید فقها به موضوع نگاه کرد. اینکه عده ای از دوستان می گویند که فقها مفهوم بهره را به درستی درک نکرده اند یا اینکه گرفتن بهره به میزان تورم ربا نیست و تفسیری عقلانی از ربا می کنند یک بحث است ولی نظر اغلب فقها راجع به این موضوع چیز دیگری است. بسیاری دیگر از احکام فقهی هم هست که ما نظری درباره آنها نمی دهیم و آن را بدون تفسیر عقلانی می پذیریم. ربا هم از آن دسته است. یک بحث فقهی است که به طور مشخص دستور آن بیان شده و تفسیر و تاویل آن چیزی را تغییر نمی دهد. هر نوع اضافه ای از نظر اسلام رباست. و نظر ما چیزی را تغییر نمی دهد.
۲- شاید بسیاری از دوستان بپندارند که حرمت ربا مربوط به دین اسلام است، اما ربا از آیین یهود حرام بوده و در دین مسیحیت هم همینطور برای اولین بار توجیهات مربوط به ربا از جمله اینکه بهره اگر به میزان تورم باشد خالی از ایراد است توسط علمای یهود مطرح شده است و اصلا چیز جدیدی نیست.
۳- صحبتهای فوق به معنی طرفداری و یا رد بهره نیست بلکه من فقط خواستم مفهوم ربا را روشن کنم. در مورد آقای صادق الحسینی نیز باید به ایشان عرض کنم که لزوما نمی توان گفت آقای غنی نژاد از من و شما در زمینه اقتصاد اسلامی بیشتر مطالعه داشته اند هر چند من هم از خود نظری ندادم بلکه نظر اساتیدی را مطرح کردم که یقینا از آقای غنی نژاد در اقتصاد اسلامی صاحب نظرتر هستند.
در پایان برای تاکید ذکر این نکته را لازم می دانم که ربا مفهومی فقهی است و برای شناخت آن باید به صاحبنظران دینی مراجعه کرد ، حال اینکه ما چه نظری داریم بحث دیگری است. مانند نماز صبح که یک نفر ممکن است بگوید چرا ۲ رکعت ؟ ولی نظر اسلام مشخص است هرچند ما قبول نداشته باشیم.