متاسفانه در کشور عزیزمان رویه ای باب شده است بدین منوال که همه خواهران و برادران در تمامی زمینه ها کارشناس هستند، از اقبال بلند ما اقتصاد از جمله حوضه هایی است که اغلب قریب به اتفاق مردم خود را در آن صاحب نظر می دانند. همین چند روز پیش در جمعی یک مهندس که در حیطه کاری خود نسبتا آگاه است با من درباره اینکه اقتصاد دولتی بهتر است یا آزاد آمادگی داشت ساعتها بحث کند فارغ از اینکه بعد از مدتی صحبت متوجه شدم آن برادر عزیز تعریف اقتصاد دولتی و آزاد را نمی داند. دیروز روزنامه دنیای اقتصاد که سرمقاله هایش به شدّت ژورنالیستی و عوامانه نوشته می شود مطلبی چاپ کرده بود درباره فرق بین ربا،بهره و سود. از قضا تقریبا دو سه ماه پیش تحقیق مفصلی درباره ربا ، تعریف آن و دلائل حرمت آن انجام داده بودم. با خواندن سرمقاله فوق الذکر بسیار شگفت زده شدم که چگونه یک نویسنده که دارای عنوان دکترای اقتصاد نیز هست به خود اجازه می دهد به همین راحتی بسیاری تعاریف مسلم را نادیده گرفته و بنابر سلیقه خود و هدف از پیش تعیین شده ای که در ذهنش ترسیم کرده به بازتعریف و تفسیر مسائل دینی مرتبط با اقتصاد بپردازد. در کار تحقیقی ای که انجام داده بودم و و در حوصله اینجا نیست با بررسی قولهای مختلف سرانجام به این نتیجه رسیدم که هر نوع اضافه ای بر قرض که از مقروض گرفته شود از نظر اسلام رباست( با مطالعه ای که داشتم به نظر خودمم هم این درست است ، چون اگر سیستم اقتصادی شما درست کار کند نیاز به گرفتن اضافه نیست مثل کشورهای صنعتی) و شکی هم در آن نیست. اما در مطلب مورد بحث به راحتی تعریفی جدید از ربا ارائه شده و فرض گرفته شده بود که اگر شرایط تورمی باشد، گرفتن اضافه بر قرض در حد تورم ربا نیست ! چه بهتر است که اگر قصد اظهارنظری داریم ابتدا روی بحثمان کمی مطالعه انجام بدهیم. برای مشروع جلوه دادن بهره، نیاری نیست تعاریف دین را عوض کنیم. در اسلام هر نوع گرفتن اضافه در هر شرایطی یعنی ربا .