تبليغاتX
اکونومیست
اکونومیست : www.meconview.blogspot.com
نوشته شده توسط مهدی محمودرباطی در شنبه دهم مرداد 1388 |
دوستان سلام به دلیل کنترل های غیر متعارف بر روی وبلاگ ها در بلاگفا و پیش آمدن متعدد نقائص فنی و غیره مجبور هستم تا به این آدرس اسباب کشی کرده و از این به بعد در اینجا با دوستان باشیم. یک چند روزی مشغول ساختنش هستم و ان شا الله هفته آینده راه اندازی شود.
نوشته شده توسط مهدی محمودرباطی در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 |
جنبش آغاز شده که حاکمیت هم کم کم دارد بر خودجوش بودن آن واقف می شود و درک می کند که نه بی بی سی و نه اعضای حزب مشارکت توان به خیابان کشاندن سه میلیون انسان را ندارند، در حال ورود به فاز خطرناکی است که باید خیلی سریع جلوی آن گرفته شود.
میر حسین موسوی از عاشقان حقیقی راه اصیل امام و انقلاب 57 است ، اما برخوردهایی که نیروهای نظامی و شبه نظامی با مردم در پیش گرفته اند سرانجامی جز رادیکال شدن این جنبش و غیرقابل مهار شدن آن ندارد. آقای خاتمی در بیانیه اخیرخود راجع به این موضوع نوشته بود که اگر اجازه اعتراض مسالمت آمیز مدنی به مردم ندهیم ممکن است این جریان سر از ناکجا آباد در بیاورد.
تنها راه برای این که این خواست به حق مردم به جایی نرسد که میرحسین هم نتواند جلوی آن را بگیرد این است که هر چه سریع تر به تحقیر و کشتن و ضرب و جرح مردم خاتمه داده شود و صدای آنان شنیده و خواست هایشان اجابت شود، که اگر این گونه نشود فقط هزینه هایی بیشتری بر دوش حاکمیت و کشور قرار خواهد گرفت. جلوی ضرر از هرجا گرفته بشود منفعت است.
این اشتباه است که سیستم فکر می کند اگر یک قدم عقب رود باید قدم های بیشتری عقب برود. باید قانون اساسی و حق مردم را محترم دانست و هیچ کس هوس نکند پا را از گلیم خود فرار تر بگذارد ، همین و الا مردم ایران آن قدر مردم نجیبی هستند که اگر حقوقشان رعایت شود سرشان به زندگی خودشان گرم باشد.
هرچند که هیچ امیدی ندارم تعقلی در رفتار سیستم مشاهده شود که اگر این دُر گرانبها در بین ایشان بود هیچ وقت نظّار انتخابات که باید بی طرف باشند از ماه ها قبل پشت احمدی نژاد قرار نمی گرفتند و یا اگر می خواستند قرار بگیرند حداقل ظاهر قضیه را حفظ می کردند و یا اگر تعقلی وجود داشت هیچ وقت.....به علت اینکه نمی خواهم به بند 109 اوین منتقل شوم از نوشتن درباره عدم تعقل سایر مسئولین نظام معذورم.
نوشته شده توسط مهدی محمودرباطی در دوشنبه یکم تیر 1388 |
سردرگمی عجیبی در جامعه به دلیل سانسور گسترده و اختلال ارتباطات حاکم است، امروز از صبح از سیل تماس ها خسته شده ام، همه می پرسند چه کار باید کرد؟ امروز برنامه هست یا نه؟ چه ساعتی باید کجا برویم و از این ها فراوان...
 جوابم فقط این است که من هم مثل شما، اخبار منتشره به قدری غیر رسمی و شایعه گونه است که خائف می شوم از تایید یا رد آن ها، فقط یک مطلب که به عرض دوستان می رسانم این است که در هر موقعیتی جلوی درگیری و خشونت را بگیرید.
بعد از اتمام کار حدود ساعت چهار به سمت دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه (ابتدای خیابان بخارست) رفتم برای همراه شدن با همسر و عزیمت به سمت منزل. وارد خیابان ولی عصر(عج) که شدیم، دیدم بعععله، ظاهرا پاتک صدا و سیما برای بر هم زدن تجمع مردم با جمع کردن عوامل حکومتی در میدان ولی عصر (عج) باز هم به نفع میر و مردم تمام شده است. عجبا، وقتی مردم بیدار شوند و نسبت به سیستم بی اعتماد شوند دیگر هیچ جیز پاسخگو نیست. سیل جمعیت بود که به سمت میدان ونک روان بود به شکلی که مجبور شدیم در کوچه آبشار روبروی پارک ساعی ماشین را پارک کرده و مسیر طولانی را با جمعیت بپیماییم.
واقعا عجیب است دریای جمعیت است که در خیابان ولی عصر به سمت میدان ونک در حرکت است، به ونک که رسیدیم جمعی از رفقا به ترتیب وزن : حسین، حسن و مرتضی در انتظار بودند و با پیوستن به هم با جمعیت همراه شدیم از چهار خیابان منتهی به ونک جمعیت است که به سمت ساختمان رسانه ملّی !!!!!! در حرکت است. خلاصه با دوستان به زمین و زمان بد و بیراه گفتیم تا به جام جم رسیدیم. در طی مسیر چند نکته جلب توجه می کرد :
1. هم بستگی و اتحاد عجیب بین مردم.
2. رهبری خودجوش مردم بر خود، وقتی اتحّاد و اعتماد که مولفه اساسی سرمایه اجتماعی یک کشور است بالا برود نیاز به پخش سرودهای حماسی از رسانه ملی و زیر نویس های اعصاب خُرد کن تلویزیون نیست و مردم خود به بهترین شکل می دانند چه کنند.
3. آرامش مردم، واقعا من هیچ گاه فکر نمی کردم یک چنین جمعیتی بالغ بر یک و نیم میلیون چنین با آرامش در یک خیابان تهران راه پیمایی کنند. واقعا بلوغ سیاسی مردم ستودنی است.
به جام جم رسیدیم چند دقیقه نشستیم و سپس به سمت ونک برگشتیم به همراه حسین و خانم ها. در مسیر که بر می گشتیم دوباره جمعیت بود که به سمت بالا روان بود دوستان می گفتند از پارک وی هم جمعیت دارد به سمت پایین حرکت می کند. واقعا عجیب است من که اصلا باورم نمی شد چنین هم بستگی بین مردم برای رسیدن حقوقشان به وجود بیاید.
به ونک که رسیدیم خیل عظیم مردم در حدود صد هزار نفر یک سو که اغلب دانشجویان و مردم عادی بودند قرار داشتند و در سوی دیگر میدان هم والله العلی العظیم بدون اغراق 500 تا 1000 نفر سوار بر موتور شعار می دادند حزب فقط حزب علی رهبر فقط سید علی ، وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد و شعارهایی از این قبیل و در حمایت از احمدی نژاد، من نمی دانم این 63 درصد رای آقای احمدی نژاد کجا هستند! نیروی انتظامی این دو گروه را از هم جدا کرده بود.
در ونک از حسین جدا شدیم و بعد از کیلومترها راه پیمایی به ماشین رسیدیم این تجمعات و راه پیمایی ها هیچ خاصیتی نداشته باشد یک خاصیت دارد و آن هم اصلاح وزن است.
در بین مردم دهان به دهان می چرخید که فردا ساعت 5 هفت تیر، ظاهراً این داستان ادامه دارد.....


نوشته شده توسط مهدی محمودرباطی در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 |

روزهای بسیار متلاطمی بر ایرانیان می گذرد، همه سرخورده اند و خشم بر وجودشان مستولی شده. برای تحقیری که این روزها بر ایشان روا می شود، برای توهینی که مستحقش نیستند، برای استبدادی که گویا در تقدیرشان نوشته شده و ایشان را از آن رهایی نیست. سی سال پیش پدران ما انقلاب کردند برای بنیان نهادن جامعه ای نمونه بر اساس اسلام و خواست مردم یا همان جمهوری اسلامی. هشت سال با تمام دنیا  برای حفظ آن جنگیدند. از همه چیز خود گذشتند تا اندیشه های مردی را متبلور کنند که از دل ایشان سخن می گفت. امام خمینی (ره) رهبر ایشان بود و جنسش از جنس مردم، قدرت را برای خدمت می خواست نه برای سرکوب مردم. اما امروز آن انقلابشان به یغما رفته است. توسط کسانی که امامشان آن روزها اعتقاد داشت توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند. کسانی که آن روزها امام انجمن حجتیه می خواندشان و امروز تمام ارکان قدرت را در چنگ گرفته اند و تمام انرژی خود را مصروف سرنگونی نظام جمهوری اسلامی می کنند.

دیروز روز سبزی بود، روز تبلور خواسته مردم، روز گریستن بی صدای مردم. روز فریاد مردم در سکوت، روز شکستن بغض بیست ساله مردم. دیروز مردم حرف خود را زدند حال یا کسی می شنود یا کسی نمی خواهد که بشنود و مردم به اشکال دیگری بلاخره حرف خود را خواهند زد.

به هر حال این روزها می گذرد و احمدی نژاد چهارسال دیگر هم رییس جمهور است و این کشور را با سیاست های غلطش ویران تر خواهد کرد، ولی : الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.


نوشته شده توسط مهدی محمودرباطی در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 |

بسیاری از دوستان از دیشب تماس گرفتند و نگران نتیجه مناظره و انعکاس آن در آحاد مردم بودند، به نظر من بازتاب مردمی مناظره دیشب را می توان در این چارچوب بررسی کرد.

در حال حاضر ما در انتخابات یک فضای سه قطبی داریم :

اوّل: تحریمی ها، دوم: طرفداران میرحسین موسوی و سوم: طرفداران محمود احمدی نژاد.

آنچه به نظر من رسید از دیشب تا به امروز با توجه به اخباری که حاصل شد، بازتاب این مناظره در دسته دوم و سوم تقریبا یکسان بوده و رایی را در سبد رای افراد جا به جا نکرده است.

سبد رای مهندس موسوی که شامل قشر متوسط و متوسط به بالای کشور، دانشگاهیان، نخبگان و بازار می باشد دست نخورده ماند و حامیان ایشان راسخ تر و امیدوار تر به حمایت از مهندس موسوی ادامه خواهند داد.

سبد رای احمدی نژاد که شامل قشر فقیر، متحجرین، مذهبیون رادیکال و سپاهی ها که در این چهار سال به سودهای سرشار اقتصادی و قابل توجهی دست پیدا کرده اند، می باشد نیز بعد از مناظره دیشب کماکان پشت نامزد خود هستند و دروغ ها و هتاکی های وی را با این استدلال که شجاع است و افشای فساد می کند توجیه می کنند.

امّا نکته حائز اهمیّت در مورد تحریمی هاست، درصد قابل توجهی از این دسته تکان خورده اند و بعد از مناظره دیشب و کنار رفتن نقاب احمدی نژاد و آشکار شدن چهره حقیقی وی و درک صداقت و شفافیت مهندس به سمت میر حسین تمایل پیدا کرده اند.

پس نگران هیچ چیز نباشید، برنده مناظره دیشب مهندس موسوی بود هرچند که می توانست بهتر از این ها از این مناظره بهره برداری کند که هتاکی های احمدی نژاد اجازه نداد.

نوشته شده توسط مهدی محمودرباطی در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 |

بلاخره برنامه های انتخاباتی میرحسین هم آماده شد و همانگونه که تاکنون قسمت هایی از برنامه های حوزه اقتصادی منتشر شده است در سایر بخش ها هم انتشار خواهد یافت تا زمان انتخابات.

به نظر برنامه های خوبی شده است و اغلب کارشناسان هم موید این موضوع هستند. برای خود من مهم این است که در حوزه اقتصاد اولویت اول مهندس موسوی کاهش نرخ تورم و بهبود فضای کسب و کار در کوتاه مدت است.

امیدوارم خداوند کمک کند که برنامه ها در عمل هم موفق باشد.... ان شا الله

نوشته شده توسط مهدی محمودرباطی در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 |

صبح 23 خرداد

چند ساعتي از اعلام اتمام نتايج شمارش آرا در كليه حوزه هاي راي گيري مي گذرد و محمود احمدي نژاد رئيس جمهور فعلي بار ديگر موفق به كسب حداكثر مطلق آرا شد و در همين دور اول با پشت سر گذاشتن ساير رقيبهاي انتخاباتي اش براي چهار سال ديگر سكان دار اداره كشور شد.

در اين انتخابات كه حدود بيست و پنج ميليون نفر شركت كرده بودند. احمدي نژاد با كسب هفده ميليون راي با اختلاف زياد از ساير رقبايش پيش گرفت و حداكثر آرا را كسب نمود. در اين انتخابات احزاب اصلاحطلب با تمامي پتانسيلهايشان شركت كرده بودند و حتي محمد خاتمي رييس جمهور پيشين نيز كه از محبوبيت بسياري نزد قشر جوان و تحول خواه برخوردار است بعد از كناره گيري از مبارزات انتخاباتي حمايت صريحش را از مير حسين موسوي اعلام كرد. مير حسين موسوي، نخست وزير پيشين كه با حمايت تمامي گروه هاي اصلاحطلب و شخصيتهاي شناخته شده دو جناح و پشتيباني خاتمي وارد عرصه انتخابات شده بود، علي رغم اميدهايي كه به او مي رفت در نهايت رقابت را به حريف جوان و قدرتمند خود احمدي نژاد واگذار كرد.  در اين انتخابات همانند سه چهار انتخابات پيشين حدود بيست ميليون نفر از واجدين شرايط در انتخابات شركت نكرده اند. تحليل گران معتقدند اكثريت خاموش جامعه به علت سرخوردگي از روند كنوني برگزاري انتخابات و يا وابستگي به گروه ها و تفكرهايي كه امكان كسب سهمي از سطوح بالاي قدرت ندارند، با عدم شركت در انتخابات راه را براي پيروزي اقليت صاحب قدرت كه از تمامي اهرمهاي لازم براي كسب آرا برخوردارند و از طرف ديگر سازماندهي منسجمي جهت هدايت آرا طرفدارانشان در اختيار دارند، هموار ساخته اند.

شيخ محمود شبستري تحليل گر و پژوهشگر اجتماعي از تهران در اين باره مي گويد:

"اكثريت جامعه ايران را معترضيني تشكيل مي دهند كه از وضعيت عمومي جامعه نگران و ناراضي اند. اين افراد كه بعد از دوره خاتمي، به علت عدم تعريف دقيق مطالبات مردم و ظرفيتهاي موجود در كشور و در نتيجه سردرگمي اجتماعي ناشي از نبود احزاب شناخته شده و صاحب برنامه و ايدئولوژي، دچار سرخوردگي شده و تصميم به انزوا و انفعال سياسي گرفتند. "

شبستري معتقد است روند اتفاقات كنوني با توجه به عدم توسعه سياسي و فكري قابل پيش بيني بود. شيخ در ادامه مي گويد:

"انزوا و انفعال اين اكثريت خاموش، كه گروه صاحب حاكميت نيز به هر نحوي به آن دامن مي زند، اين قشر از جامعه كه اكثرا شهرنشينان و تحصيل كردگان هستند را در اغماي سياسي فرو برده است. اغمايي كه نه مرگ است و نه زندگي. و همين بلاتكليفي باعث شده كه قشر خارج از حاكميت، يا به اصطلاح اصلاحطلب، براي به هوش آوردن آنها اميد به معجزه و كرامات داشته باشند تا دارو و درمان و نسخه."

از طرف ديگر ارسطو دقايقي فيلسوف چپ گرا معتقد است كه:" انتخابات در ايران بازي قدرتمداران براي كسب وجهه دموكراتيك است و شركت در اين نمايش نه تنها تاثيري در سرنوشت ملت ايران ندارد بلكه به مشروعيت نظام كمك مي كند."

دقايقي در پاسخ خبرنگار شب آنلاين كه پرسيده بود:" با توجه به اينكه 55% مردم در انتخابات شركت كرده اند آيا به نظر شما مشروعيت نظام از بين مي رود؟ و يا اگر ده درصد اين آراي خاموش به صندوق مير حسين واريز مي شد و انتخابات را از حالت تك قطبي خارج مي كرد، با يك مشاركت 65 يا هفتاد درصدي آيا مشروعيت نظام خيلي بالاتر از اكنون مي شد؟ و اصولا تحليل شما در اين مورد كه عدم مشروعيت نظام چه تاثيري در بهبود وضعيت مردم و كشور دارد؟"  گفت:

" بنده هم معتقدم كه 50% و 60% مشاركت مردم تاثيري در مشروعيت و سرنوشت نظام ندارد. هدف ما سوق دادن مردم به سمتي است كه روزي در چنين انتخابات غير دموكراتيكي هيچ كس جز همان اقليت 15% نظام حاكمه شركت نكنند تا چهره زورمدار جمهوري اسلامي بر همه عالم مشخص شود."

دقايقي در پاسخ خبرنگار كه پرسيده بود: " شما فكر مي كنيد چند سال  زمان براي رسيدن به اين هدف لازم است؟" گفت: "شايد صد سال شايد هم دويست سال اما ما اميدمان را از دست نخواهيم داد."

سعيد رواني زاده كه از فعالان دانشجويي است در اين باره مي گويد:

"تصور اينكه چهار سال ديگر احمدي نژاد رئيس جمهور باشد مثل كابوس است."

مهرداد مدني عضو انجمن دامپزشكان ايران و از فعالان حقوق بشر در مصاحبه با شب آنلاين گفت:

" روانشناسي جامعه ايران بر خلاف نظر برخي از جامعه شناسان، اصلا امر پيچيده اي نيست. از يك ماه قبل از انتخابات به وضوح قابل پيش بيني بود كه مردم در انتخابات شركت نمي كنند و با اميد به معجزه در خانه هايشان مي نشينند و فرداي انتخابات كه احمدي‌نژاد پيروز بشود، با به ياد آوردن فجايعي كه در اين چهار سال بر سرشان آمده و چهره ماموران گشت ارشاد و قيمتهاي اجناس سوپر ماركتها، به شدت از كرده خود پشيمان مي شوند و دچار اضطراب و حملات وحشت شده و تا يك هفته پس از انتخابات در تمامي گردهم‌ايي ها بحثهاي سياسي و ابراز نگراني ها اوج مي گيرد."

مدني معتقد است جامعه ايران، به نقطه اي از اضمحلال رواني رسيده كه از نظر عصبي در مرحله پلاستيك قرار دارد و امكان بازگشت به شرايط طبيعي برايش وجود ندارد. به همين دليل اكثريت جامعه غوطه ور در يك نشئه تخديري مهلك، با اينكه ضرر خودش را مي داند، اما باز هم در نهايت چيزي را انتخاب مي كند كه به او صدمه بزند.. مدني كه دكتر دامپزشك است بر اين نظر است كه در بين تمامي گونه هاي جانوري، تنها انسانها و آن هم در شديدترين مرحله آشفتگي رواني، هستند كه اين نوع خود آزاري را از خود بروز مي دهند.

فرهاد سرحدي زاده، جراح پلاستيك و متخصص نازايي كه دبير كل جامعه اسلامي مهندسين فيزيك ايران است در بررسي علل شكست موسوي از احمدي نژاد مي گويد:

" مردم به خصوص جوانان نه خاطره واضحي از مير حسين داشتند و نه ميرحسين و هوادارانش برنامه جامعي براي شناساندن خود به مردم و همچنين اهداف و برنامه جذابي براي اداره كشور ارائه كردند. در مقابل احمدي نژاد آراء و طرفداران ثابت و وفادار خودش را همچنان در كنار خودش حفظ كرده بود. به همين دليل موسوي كه همگي به فهميدگي و كارآمدي و صداقتش ايمان داشتند به علت اينكه نتوانست غرايز هيجاني مردم را تحريك كند از ايجاد شور انتخاباتي بازماند.

در نهايت مردم ايران بر اين مساله واقف نيستند كه طبيعي است كه اگر به رقيب احمدي نژاد راي ندهند، او انتخاب مي شود. و در واقع عدم شركت مخالفين يك جريان در انتخابات به نفع طرف مخالف تمام مي شود و مثل اين است كه رايتان را به صندوق او ريخته ايد.

سرحدي زاده در حاليكه از خشم سرخ شده بود گفت:

"تمام كساني كه در انتخابات شركت نكرده اند در واقع به احمدي نژاد و رفتارهاي فاجعه آميزي كه در جهت نابودي كشور دارد راي داده اند و تا ابد نسبت به آينده و ويراني ايران در پيشگاه تاريخ مسوولند."

اين هنرمند شهير كشور پس از اين اظهارات دق كرده و جان به جان آفرين تسليم كرد. پيكر خون آلود سرحدي زاده فردا از جلوي ساندويچي آبادان به سمت قطعه ورزشكاران تشييع مي شود.

اگر قصد داريد به هر عنوان و به هر دليلي در انتخابات شركت نكنيد يك لحظه به روز بيست و سوم خرداد فكر كنيد. آيا حاضريد روز شنبه بيست و سوم خرداد را با خبر پيروزي احمدي نژاد آغاز كنيد؟

نوشته شده توسط مهدی محمودرباطی در دوشنبه چهارم خرداد 1388 |

تقریبا هر پانزده دقیقه یک پیام کوتاه از خیرگزاری فارس به دستم می رسد که تخریبی علیه میرحسین در آن انجام گرفته ، موج فضاسازی مسموم توسط اردوگاه محمود احمدی نژاد که مظلومانه بدون ستاد در انتخابات شرکت کرده بر علیه میرحسین در کشور به راه افتاده است. کم کم جوّی که در دوم خرداد در کشور شکل گرفته بود در حال زنده شدن است. این ها تماما نوید یک تغییر است ، نشان دهنده ترس و وحشتی است که بر اردوگاه اصولگرایان دروغین حاکم شده است .... دوستان یک قدم تا تمام شدن خفّت و ذلت باقی است....یک یا حسین تا میر حسین

نوشته شده توسط مهدی محمودرباطی در یکشنبه سوم خرداد 1388 |

ناپلئون ديگر به طور ساده ناپلئون خطاب نمي شد ، از او با عناويني رسمي همچون :‌رهبر ما رفيق ناپلئون ياد مي شد. همچنين خوك ها اصرار داشتند تا عناويني از قبيل پدر حيوانات روي زمين ،‌دشمن بشر، حامي گوسفندان جهان،‌منجي پرندگان برايش بسازند. سكوئيلر مشاور ناپلئون در نطق هايش به هنگام آمدن نام ناپلئون اشك مي ريخت و از خوش قلبي ،‌فرزانگي و عشق سرشار او به تمام حيوانات روي زمين سخن مي گفت، خصوصا به علاقه وافر او براي اصلاح وضع حيوانات محروم ساير مزارع اشاره مي كرد.

نوشته شده توسط مهدی محمودرباطی در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 |