تبليغاتX
اکونومیست

اکونومیست

محملی برای حلَاجی تمامی مباحث . محاطِ در دایره اقتصاد

الرأي‌العام:

احساس نزديك‌شدن ظهور بر قدرت شيعيان افزوده است

خبرگزاري فارس: روزنامه كويتي "الرأي‌العام" در شماره امروز خود در گزارشي به بررسي گسترش روزافزون احساس نزديك‌شدن ظهور امام مهدي(عج) در ميان شيعيان جهان پرداخته است.

به گزارش خبرگزاري فارس، اين روزنامه با اشاره به اظهارات سيد حسن نصرالله، دبيركل حزب‌الله لبنان و محمود احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهوري اسلامي ايران در سال‌هاي اخير مبني بر تغييرات گسترده آينده در سطح منطقه و سرنگوني ابرقدرت‌ها، نوشت: نصرالله بارها اعلام كرده است كه جنگ بعدي، چهره منطقه را تغيير خواهد داد و اسرائيل را از عرصه وجود، محو خواهد كرد و احمدي‌نژاد نيز بارها از نابودي اسرائيل سخن گفته و در سخنراني اخير خود تأكيد كرده است كه جهان به‌سوي تحولات بزرگ پيش مي‌رود و به‌زودي شاهد سقوط كشورهاي بزرگ شيطاني خواهد بود.
اين گزارش با اشاره به اينكه نقل روايات، احاديث، پيشگويي‌ها و انتظارات در دو كشور لبنان و ايران، از عناصر اقتدار حزب‌الله و نظام جمهوري اسلامي به شمار مي‌آيد، مي‌افزايد: شيعيان ايران و لبنان مطمئن هستند كه اين تغييرات عظيم، قطعاً در منطقه و جهان رخ خواهد داد.
الرأي‌العام با بيان اينكه دشمنان ايران و لبنان، در همه زمينه‌ها از امكانات و توانايي‌هاي مختلفي به‌ويژه در عرصه نظامي برخوردار هستند، نوشت: واضح است كه توانايي‌هاي نظامي ايران و حزب‌الله لبنان، به‌تنهايي با اين مقدار از جنگ‌افزارهاي دشمن قابل مقايسه نيست اما با اين حال، اقتداري كه ايرانيان و رزمندگان حزب‌الله از آن سخن مي‌گويند بسيار بيشتر از دارايي‌هاي آنان به نظر مي‌رسد.
اين روزنامه مي‌افزايد: پاسخي كه اسرائيلي‌ها به اين احساس اقتدار مي‌دهند اين است كه اقتدار ايران و حزب‌الله لبنان در رويارويي‌هاي آينده، به‌سوي يك قدرت غير عادي در حال تغيير است و اين روزها مي‌توان به طور آشكار و علني آن را در ميان جوامع شيعه احساس كرد كه اين احساس اقتدار، همانا رواج احاديثي درباره نزديك‌شدن ظهور امام مهدي(عج) است كه امام دوازدهم شيعيان به شمار مي‌آيد.
الرأي‌العام در ادامه به نقل از منابع اسرائيلي تأكيد كرده است، حوادث و تحولات منطقه‌اي و بين‌المللي كه امروز در جريان است و فردا نيز ادامه مي‌يابد چيزي نيست جز زمينه‌سازي براي ظهور [امام] مهدي(عج) كه قرار است يك حكومت عدالت‌محور جهاني تأسيس نمايد و «زمين را از عدل و داد پركند آن‌گونه كه از ظلم و ستم پر شده است.»
اين روزنامه كويتي در ادامه گزارش خود با اشاره به اينكه مردم اين روزها از اعتقاد خود درباره نزديك‌شدن ظهور بسيار سخن مي‌گويند،‌ نوشت: رهبران شيعه نيز همواره در سخنراني‌هاي خود به اين مسأله مي‌پردازند و آن را تقويت و تبليغ مي‌كنند؛ براي مثال، سيد حسن نصرالله، پيروزي حزب‌الله بر اسرائيل در جنگ 33روزه سال 2006 ميلادي را "يك پيروزي الهي" توصيف كرد و احمدي‌نژاد نيز ارتش جمهوري اسلامي را "ارتش الهي" ناميد كه هم در توصيف نصرالله و هم توصيف احمدي‌نژاد، مي‌توان نشانه‌هاي زيادي را از روايات و احاديث ديني يافت كه در كتاب‌هاي قديمي مي‌توان آنها را درباره عصر ظهور امام مهدي(عج) يافت.
اين گزارش با بيان اينكه به‌تازگي كتاب‌هاي زيادي درباره اينكه جهان اكنون در پايان عصر ظهور به سر مي‌برد بين شيعيان لبنان منتشر شده است، مي‌افزايد: در اين كتاب‌ها تأكيد شده است كه "جهان در دوره ظهور به سر مي‌برد. [آيت‌الله] سيد علي خامنه‌اي، پرچمدار امام مهدي(عج) و احمدي‌نژاد، فرمانده نيروهاي اوست."
اين روزنامه با اشاره به اينكه گسترش اين اعتقادات در جوامع شيعي، روحيه ايماني مردم را در بالاترين درجات آمادگي و آماده‌باش كامل براي رويارويي با حوادث احتمالي در آينده، قرار داده است، مي‌نويسد: علاوه بر اين، نفس همين آمادگي، خود مي‌تواند موجب حوادث و تحولاتي در آينده شود.
خبرنگار روزنامه الرأي‌العام در ادامه براي بررسي علل گسترش اين اعتقاد در ميان شيعيان، به سراغ علامه محمد حسين فضل‌الله، امام جمعه بيروت رفته و از وي پرسيده است « آيا اكنون علائم ظهور امام مهدي(عج) در حال وقوع است؟" كه وي پاسخ داده است، روايات بسياري درباره اين نشانه‌ها ذكر شده كه برخي از آنها عام و برخي خاص است اما آنچه قطعي است اين است كه امام(عج)، پس از آنكه زمين پر از ظلم و جور شود ظهور مي‌كند و آن را از عدل و داد پر مي‌نمايد.
وي افزود: «ما معتقديم كه غيبت امام (عليه‌السلام) و ظهور ايشان با غيب الهي مرتبط است زيرا ظهور، مستلزم اين است كه پس از تكميل افراد و شرايط موضوعي، خداوند به ايشان اجازه خروج دهد.»
اين روحاني بلندپايه شيعه در پاسخ به اين پرسش كه آيا مي‌توان اين نشانه‌ها را هنگام وقوع آن تشخيص داد و شناخت، گفت: «آنچه روشن است اين است كه جهان به‌زودي شاهد يك تغيير مهم، جهان‌شمول و فراگير خواهد بود كه ناگزير نشانه‌هاي آن نيز آن‌قدر واضح خواهد بود كه هيچ مجالي براي شك و ترديد و اشتباه باقي نمي‌گذارد.»
وي در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اينكه آيا حوادث جاري در عراق، فلسطين، لبنان و يمن كه مسلمانان شيعه اين روزها بسيار درباره آن سخن مي‌گويند با همين نشانه‌ها منطبق است، تصريح كرد: «در طول تاريخ همواره حوادثي رخ داده است كه به علت شدت ظلم و ستم، مردم آن را با شرايط زمان ظهور تطبيق داده‌اند اما مسأله بسيار عميق‌تر از اين است زيرا ظهور آن حضرت با يك تغيير جهان‌شمول همراه خواهد بود.»
فضل‌الله در توضيح اين تغيير گفت: «اين تغيير به حدي است كه خطري براي اسلام رخ دهد يا شرايط و اوضاع به مرحله دشوار و حساسي برسد كه نياز به حمايت الهي از اين جنبش بشري احساس شود كه اين نيازمند مطالعه و بررسي عميق مسأله در سطح جهاني است.»
وي ادامه داد: «انسان بايد همواره براي رويارويي در عرصه جنگ آماده باشد نه اينكه تنها در قالب يك اعتقاد منفي، در انتظار يك تغيير جهان‌شمول بنشيند و خود، هيچ كاري در راستاي آن انجام ندهد كه متأسفانه افرادي هم هستند كه معتقدند بايد منكرات و فساد را گسترش داد تا امام ظهور كنند در حالي كه خود مسأله ظهور، در چارچوب قرآن، سنت نبوي، ارزش‌ها و مفاهيم انساني و اسلامي خواهد بود و بنابراين، شخصي هم كه مي‌خواهد در اين راستا حركت كند بايد به اين اصول پايبند باشد.»
مؤسسات اسلامي، آمريكايي و صهيونيستي و نيز كارشناسان و روزنامه‌نگاران، در سال‌هاي گذشته، بارها در قالب نشست‌ها، كنفرانس‌ها و پژوهش‌هاي دانشگاهي و مطبوعاتي به بررسي اعتقاد نزديك‌شدن ظهور در ميان شيعيان پرداخته‌اند كه از جمله آنها مي‌توان به دو كنفرانس كه در اين ارتباط در تل‌آويو برگزار شده است اشاره كرد.

عجب!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:50 بعد از ظهر  توسط مهدی محمودرباطی  | 

حقيقت در طول تاريخ مظلوم بوده و نيز هم اكنون.

 

ايراني "الينه" شده چنان حقيقت خود را گم كرده است كه شب و روز در جستجوي معاش است. غافل از اينكه هر چه اينجاست ابزار است و اين دنيا ميدان بازي براي شناخته شدن سره از ناسره و خوب از بد. همين باعث مي شود كه انسان به خصوص انسان عصر حاضر و به ويژه ايراني "گدا صفت شده" به خود و عاقبت خود نيانديشد .

ظلم، فقر و بد بختي، جنگ، فحشا و ... هر كس سر سوزني با قرآن انس داشته باشد و در آن تدبر كرده باشد دريافته است كه اسلام دين كرامت انسان، آزادي انسان و رفاه و آسايش دو دنياي انسان است. همانگونه كه تا كنون هر متدي در دنيا راهي به سوي آباداني و رفاه و رشد باز كرده است در اسلام نيز عينا همان متد به عنوان دستور آمده است و هر كجا نابسماني در اوضاع انساني پديدار گشته حاصل انحراف از منش قرآن است.

 به عنوان مثال:

 1- فرهنگ كار در دنياي صنعتي : از موكدترين توصيه ها در اسلام.

 2- مبارزه با فقر و رفاه مادي در كشورهاي پيشرفته : فقر در اسلام مذموم ترين پديده است.

 3- فرهنگ برابري و مساوات در برابر قانون : دستور قرآن و سيره پيامبر اسلام و ائمه

 4- احترام به هم نوع و كرامت انسان : لقد كرمنا بني آدم در قرآن و سيره پيامبر.

 5- نرخ پايين بهره : حرمت شديد ربا در اسلام

 6- بهره وري: حرمت اسراف و تضييع نعمت ها در اسلام

 7- و...

 و همانطور هم موارد عديده اي را مي توان يافت كه سرپيچي از فرامين اسلامي سبب نابسماني براي انسان ها شده است، مانند:

 1- فروپاشي بنيان خانواده در غرب و انواع ناراحتي هاي رواني در دنياي مدرن

 2- فقر

 3- بي اعتمادي بين ملل و جنگ هاي متعدد

 4- ديكتاتوري در برخي كشورهاي عقب مانده

 5- فزون خواهي دولت ها

 6- تخريب محيط زيست

 7- و...

همه اين ها را گفتم تا در نهايت بگويم، خواهش مي كنم از سردمداران كشور كه اسلام را به پاي فزون خواهي هاي خود ذبح نكنيد ، آنچه ما امروز داريم همه چيز است به جز جمهوري اسلامي.

 واي بر اسلام... امروز هم نياز به حسيني ديگر داريم تا در برابر نابودي اسلام به دست اسلام قيام كند و مردم را از اين همه نابسماني و فقر و بدبختي و نكبتي كه زندگيشان را گرفته نجات دهد....

 اللهم عجل لوليك الفرج امّا مهدي وقتي خواهد آمد كه هواداراني مانند شهداي كربلا داشته باشد نه انسان هايي كز كرده در منازل خويش كه تنها دغدغه ايشان رفع معاش است و بس....

 واي بر دين خدا، واي بر مردم بدبخت ايران كه فكر مي كنند مسلمانند، واي بر سردمداراني كه خون مردم را به اسم اسلام مي مكند...

واي بر عاقبت ما

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 4:49 بعد از ظهر  توسط مهدی محمودرباطی  | 

بدون تريد تك تك ايرانيان علاقه مند به توسعه و شكوفايي كشور خود مي باشند، و خواستار سبك شدن شانه هاي توده مردم از فشارهاي سنگين اقتصادي و  كمتر شدن ناكارآمدي ها در عرصه هاي گوناگون مديريت كشور هستند. 
نامگذاري كشور به نام هاي زيبا و با مسمّايي همچون وجدان كاري و انضباط اجتماعي، اتحّاد ملي و انسجام اسلامي، نوآوري و شكوفايي و همچنين نام گذاري سال ها به نام متبرِك ائمه معصومين و پيامبر مكرّم نيز در همين جهت و براي توسعه فرهنگي و اقتصادي كشور انجام مي شود.
امّا ظاهراً نكته اي در اينجا مغفول واقع شده است و آن فرآيند زمانبري است كه مبتني بر مديريت استراتژيك و برنامه مدوّن و طراحي شده توسط نخبگان هر كشور طي مي شود تا يك كشور به توسعه يافتگي دست پيدا كند و اگر گذر از مراحل توسعه به راحتي نام گذاري سال ها بود مطمئناً امروز تمامي كشورها با اتخاذ اين شيوه ، از راه هاي ميانبر امروز در رفاه و آسايش زندگي مي كردند و هر سال را نيز به نامي نام گذاري مي كردند. بايد در نظر داشت نوآوري و شكوفايي تنها زماني حاصل مي شود كه ساز و كارهاي آن فراهم شود، و الا كشوري كه 20 ميليون از جمعيّت آن طبق آمار رسمي زير خط فقر زندگي مي كنند و اقتصاد آن از تورم 20 درصدي رنج مي برد. حال نوآوري و شكوفا شدن نخواهد داشت و يقيناً به همان شكلي كه نام سال هاي گذشته در حد نام باقي ماندند نام زيباي سال جاري نيز نام زيبايي خواهد ماند.
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 10:32 بعد از ظهر  توسط مهدی محمودرباطی  | 

محمد البرادعی، مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی، روز جمعه 3/11/86 گزارش 11 صفحه ای خود را در خصوص پرونده هسته ای ایران تقدیم 35 عضو شورای حکام آژانس کرد. اگرچه این گزارش رسما فقط در اختیار اعضای شورای حکام قرار گرفته ولی آژانس های خبری تفاسیر متعددی از این گزارش را که در 58 پاراگراف تصویر جامعی از وضعیت هسته ای ایران ارائه داده منتشر کرده اند.
 
قسمت عمده گزارش به موضوع مسائل باقیمانده پرونده هسته ای اختصاص دارد. بر اساس توافق ایران و آژانس در تابستان گذشته، توافق شد که آژانس کلیه سوالات خود در زمینه فعالیت های گذشته ایران را ارائه داده و جمهوری اسلامی ایران متعهد شد به این سوالات پاسخ داده تا وضعیت فعالیت های گذشته یک بار و برای همیشه روشن گردد.
 
بر این اساس در طول چند ماه گذشته مذاکرات فشرده ای بین ایران و کارشناسان آژانس صورت گرفت که در آن علاوه بر ارائه اطلاعات در زمینه سوالات مطروحه، بازرسان آژانس از نقاط مختلف کشور بازدید کرده و با افراد مورد نظر مصاحبه به عمل آوردند.
 
در گزارش 15 نوامبر 2007 البرادعی به شورای حکام، چند موضوع باقیمانده از جمله موضوع سانتریفیوژهای پی 1 و پی 2 حل و فصل شد. در گزارش اخیر مدیر کل آژانس بقیه موضوعات مورد بررسی قرار گرفت و البرادعی به روشنی اعلام کرد که ایران صراحت و شفافیت بیشتری در زمینه فعالیت هسته ای اش از خود نشان داده و آژانس توانسته است نتیجه گیری کند که پاسخ های ارائه شده توسط ایران با یافته های آژانس مطابقت دارند. بر این اساس آژانس آن مسائل را دیگر به عنوان مسائل باقیمانده نمی داند. به عبارت دیگر مسائل دیگر از جمله آزمایش پلونیم 210 و معدن گچین پایان یافته تلقی شده است.
 
البرادعی در گزارش خود به مطالعات ادعایی پروژه نمک سبز که از سوی آمریکا مطرح شده نیز اشاره داشته و آن را قسمتی از مسائل باقیمانده دانسته است. این مطلب از دید ایران قابل قبول نبوده زیرا بر اساس توافق طرفین ادعاهای مطروحه از سوی کشورها در میان مسائل 6 گانه باقیمانده در چارچوب طرح اقدام مطرح نبوده است.
 
در حالی که آژانس در ابتدای مذاکرات فقط صحبت از 6 مسئله باقیمانده می کرد که اکنون حل و فصل شده اند، البرادعی در گزارش اخیر خود موضوع مطالعات ادعایی مذکور را به عنوان یک مسئله عمده باقیمانده مطرح کرده و ضمن اشاره به موضع ایران مبنی بر مردود بودن این ادعا، از ایران می خواهد که به صورت فعال با آژانس در این زمینه همکاری کند.
 
در این گزارش همچنین به ادامه فعالیت های مرتبط با غنی سازی اشاره شده و آن را خلاف تصمیمات شورای امنیت دانسته است.
 
فراز دیگر گزارش مدیر کل مربوط به پروتکل الحاقی است. وی مانند گزارشات قبلی خود از ایران مصرانه خواسته است تا پروتکل الحاقی را به اجرا درآورد. وی نتیجه گیری کرده است که بدون اجرا شدن پروتکل الحاقی و قبل از دریافت توضیحات ایران پیرامون مطالعات ادعایی نمی تواند در خصوص مواد و فعالیت های هسته ای اظهار نشده تضمین بدهد. 
 
اکنون سوال این است که چرا البرادعی به صراحت مسائل باقیمانده را پایان یافته تلقی نکرده است؟ آمریکا و دوستانش که قبل از انتشار گزارش البرادعی از محتوای آن با خبر بوده و می دانستند که نمی توانند نکته منفی در ارتباط با مسائل 6 گانه مطرح کنند از حدود 10روز پیش جو تبلیغاتی و سیاسی سنگینی را علیه ایران به راه انداختند تا البرادعی تحت تاثیر قرار گرفته و در گزارش خود فقط به مطالب مثبت اکتفا نکند.
 
ابتدا آمریکا اعلام کرد که اطلاعات خود در زمینه مطالعات ادعایی را در اختیار آژانس قرار می دهد تا آژانس آن را با ایران مطرح کند. سپس فرانسه وارد عمل شد و از البرادعی خواست که در برابر ایران نرمش نشان ندهد. مقامات رژیم اسرائیل نیز گفتند که ایران از گزارش آژانس بهره برداری خواهد کرد. بر این اساس بود که البرادعی مجبور شد به منظور ایجاد توازن گزارش خود را به این نحو تنظیم نماید.
 
در این شرایط، فرانسه و انگلیس متن جدید پیش نویس قطعنامه تحریم علیه ایران در شورای امنیت را رسما ارائه کردند. قرار است روز دوشنبه 6/12/86 نمایندگان کشورهای 1+5 در واشنگتن گرد هم آیند تا در خصوص این پیش نویس رایزنی نمایند.
 
آمریکا و دوستانش می خواهند روز جمعه 10/12/86 درباره این پیش نویس رای گیری به عمل آید. آن ها مصم هستند قبل از جلسه شورای حکام آژانس که از روز 13/12/86 در وین آغاز به کار می کند قطعنامه تحریم در شورای امنیت تصویب شود. این کشورها نگرانند که جو جلسات آژانس در وین به نفع ایران بوده و کار آن ها را در نیو یورک سخت تر کند.
 
استراتژی آمریکا تاکید بر عدم اجرای قطعنامه های قبلی شورا مبنی بر تعلیق غنی سازی است . در این مسیر قطعا بخش هایی از گزارش البرادعی مانند باقی ماندن موضوع مطالعات ادعایی به عنوان یک مسئله باقیمانده و لزوم اجرای پروتکل الحاقی مورد بهره برداری آن کشور قرار می گیرد.
 
از طرف دیگر، ایران که گزارش البرادعی را نمونه ای از حقانیت خود می داند بر پایان یافتن مسائل باقیمانده و صلح آمیز بودن فعالیت های قبلی خود تاکید می کند و با اشاره به گزارش نوامبر 2007 سرویس های اطلاعاتی آمریکا مبنی بر نظامی نبودن فعالیت های هسته ای ایران، هیچ گونه مشروعیتی برای دخالت شورای امنیت در پرونده هسته ای ایران قائل نیست.
 
در این میان چین و روسیه از یک سو و کشورهای غیر متعهد شورای امنیت از سوی دیگر نقش مهمی در تصویب یا عدم تصویب قطعنامه دارند. آمریکا اعلام کرده که رای کافی برای تصویب قطعنامه را دارد.
 
حدود یک ماه پیش کشورهای 1+5 موافقت خود را با تصویب قطعنامه جدید اعلام کردند. در این فاصله بحران کوزوو، آمریکا و روسیه را در مقابل یکدیگر قرار داده است. آیا روسیه که از موضع آمریکا درباره استقلال کوزوو شدیدا عصبانی است در مقابل تصویب قطعنامه خواهد ایستاد یا در یک معامله سیاسی از آمریکا امتیازخواهد گرفت؟
 
آیا چین حاضر خواهد شد با تکیه بر گزارش البرادعی نظر خود را درباره قطعنامه تحریم تغییر دهد؟ و آیا کشورهای غیر متعهد شورا انگیزه و توان لازم را دارند تا در مقابل فشارهای آمریکا و شرکای اروپایی اش مقاومت کنند؟
 
پاسخ به این سوالات طی چند روز آینده روشن خواهد شد، ولی نکته روشن این است که گزارش البرادعی در عین این که نکات بسیار مثبتی برای جمهوری اسلامی ایران در بردارد، حاوی مطالبی است که می تواند مورد سوء استفاده مخالفین ایران در شورا قرار گیرد. 

منبع: http://www.irdiplomacy.ir


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 2:15 بعد از ظهر  توسط مهدی محمودرباطی  | 

دوستان مدّتي است در حال مطالعه مباحث اقتصاد اسلامي هستم، به نظر شما تا چه حد امكان پايه گذاي يك مكتب فكري مانند اقتصاد كلاسيك يا سوسياليستي با بهره گيري از پشتوانه تئوريك فلسفي و الفباي مدوّن روش شناختي امكان پذير است.  ممنون
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 0:10 قبل از ظهر  توسط مهدی محمودرباطی  | 

سلام خدمت دوستان و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات.

امروز بعد از مدتها در حال کشيدن نفس راحت هستم و پایان نامه را دفاع کرده ام. پس از این مانند گذشته و به شکل مرتب در خدمت دوستان خواهم بود. با آرزوی توفیق و التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 0:48 قبل از ظهر  توسط مهدی محمودرباطی  | 

به شدّت گرفتار تدوین پایان نامه ام هستم به همین دلیل زمان نسبتاً زیادی است که به وبلاگ سری نزده ام. بحثی در باب لیبرالیسم بین من و صادق الحسینی برادر عزیزم در جریان بود که بدلیل گرفتاری من بین آسمان و زمین رها شد.

 

1-   قبل از همه چیز می خواهم مطلبی را روشن کنم ، من با این مطلب اکیداً موافقم که یک انسان باید نسبت به گزاره ها عصبیّت داشته باشد. بدین معنا که راجع به گزینه های مختلف بتواند پاسخ بله یا خیر بدهد. من شخصاً با چنین انسانی راحت تر دور یک میز می نشینم تا انسانی که نسبت به همه چیز ممتنع باشد. یک فرد در برابر یک سئوال باید جوابی مشخص داشته باشد در غیر این صورت شخصاً امیدی ندارم که چنان فردی در در زمینه علمی فردی موفق شود هر چند ممکن است سیاستمدار عملگرای موفقی از آب در بیاید. امّا نکته ای که من در اینجا با آقای صادق خان بحث دارم این است که لزوماً آن چیزی که مهدی رباطی یا صادق الحسینی نسبت به آن عصبیّت دارد گزینه صحیح نیست. گاهی اوقات چنان در مذمّت مخالف و مدح موافق سخن گفته می شود که حس گناه به منتقد دست می دهد .

2-   لیبرالیسم ، متاسفانه این هم یکی از آن موارد است. درست برعکس دهه 50 و 60 شمسی که گفتمان چپ ، گفتمان غالب جهان و به تبع آن جامعه روشنفکری ایران بود (چنانکه موسی غنی نژاد هم در مصاحبه ای به این امر که خود در آن زمان تحت تاثیر این گفتمان بوده اذعان کرده.)

امروزه شاهد فضای  دقیقاً عکس آن سال ها هستیم ، الان اگر کسی غیر از لیبرالیسم به مسلک دیگری اعتقاد داشته باشد در زمره یک فرد امّی قرار می گیرد. یقیناً نه مارکسیسم حقیقت مطلق بود ، که زمان هم نشان داد نبود و نه لیبرالیسم پایان تاریخ است . به لحاظ منطقی هیچ وقت انسان ناقص از نظر جسمانی،فلسفی، وحیانی و عقلانی که دائما در مسیر پیشرفت و تصحیح خطاهای گذشته خویش است نمی تواند مسلکی فکری را پایه ریزی کند که گوهر حقیقت باشد و عاری از انتقاد ، من خودم از لحاظ آن پاسخ بله و خیری که در بالا آوردم به لیبرالیسم پاسخ بلی می دهم امّا در برابر کمونیسم ، خود را نسبتاً یک معتقد به اقتصاد آزاد و دموکراسی می دانم نه چون آن را حقیقت مطلق می پندارم ، بلکه چون جامعه بشری هنوز به ساز و کار بهتری برای زندگانی دست نیافته است. بدین دلیل که آن را به آموزه های دینی که حقیقت مطلق در آن نهفته نزدیکتر میبینم ، امّا هیچ گاه ادعا نمی کنم که لیبرالیسم و فقط لیبرالیسم و همه چیز غیر از لیبرالیسم نه.  افسوس می خورم که بعضی از دوستان چنان پرشور از فریدمن ، فوکویوما و لیبرالیسم سخن می گویند که گویا کلام آن ها کلام عیسی و محمّد (ص) است .

3-   در نقدی که صادق لطف کرده و به مطالب من زده بود دقیقاً از همین روش بالا پیروی شده ، بدین گونه که هر گزاره ای که با آموزه های لیبرالیسم هم پوشانی ندارد مردود شمرده شده است. هر چند که ممکن است واقعاً هم اغلب آن ها مردود باشند ولی در نقد صادق هیچ پاسخی که مبتنی بر منطق و تفکر حقیقت اندیش باشد مشاهده نمی شود بلکه گزینه A چون با مصداق B همخوانی ندارد رد شده است. به نظر من روزی هم خواهد رسید که لیبرالیسم امروزی با انتقادات و کاستی هایی جدّی مواجه خواهد شد ، تاریخ سایر مسلک ها این را نشان می دهد . بنابراین به نظر حقیر یک متفکّر باید در کنار انتخاب یک منش فکری برای خویش آن ها را با واقعیّت و عقلانیّت و شرایط محیط خود محک بزند و بعد برای خود تعیین مسیر نماید. "کینز" نمونه روشنی برای این مطلب است.

4-   صادق در باره اینکه کشور روح دارد یا ندارد ، من یک سئوال می پرسم دوست دارم هر عزیزی که پاسخ قانع کننده ای دارد بیان نماید. آری لغت "کشور" روح ندارد. همانطور که لغت "صادق" روح ندارد امّا صادق الحسینی روح دارد. گفته ای "مگر کشور چیست ، جز مجموعه ای از افراد ؟" دقیقاً ، کشور چیزی نیست جز مجموعه ای از افراد امّا همین مجموعه ای از افراد طی طریقی را می کنند که در نهایت یک هویّت را تشکیل می دهند و آن گاه است که یک نفر می شود فرانسوی و یک نفر می شود ایرانی . آن تعریفی که از فرهنگ و هویّت یک کشور می شود "روح" یا "هویّت" ایرانی و فرانسوی را بوجود می آورد. دوست دارم این حرف را برای من منطقا نقد کنی نه اینکه چون آقای X حرف Y را گفته و این ادعای تو با آن مخالف است پس حرفت غلط است. فکر نمی کنم هیچ کس ادعا کند که تمام کشورهای دنیا فرهنگ یا هویّت واحدی دارند. و یقینا مردم به مرام و هویت کشور خود علاقه مندند و نسبت به آن بیش از "لیبرالییسم" عصبیت دارند. به غیر از روشنفکران جهان سوّمی.

5-   جز بند 6 نوشته ات، بقیّه بندها به نظرم در بالا پاسخ داده شده. در مورد "دیکتاتور مصلح" شاید لفظ دیکتاتور برایت حساسیّت زا شده ، منظور من از دیکتاتور مصلح مدیری قوی است که کشور خود را بشناسد و با بکار بستن تجربیّات اثبات شده در مسیر اصلاح کشور گام بر دارد. ماهاتیر محمّد نمونه ای برای منظور من است. شخصاً قویّاً اعتقاد دارم که الگوی دموکراسی اروپایی و نظام بازاری که دوستان در اجرای آن از فریدمن و آدام اسمیت هم سینه چاک تر هستند برای کشورهایی مانند ایران جز بحران اجتماعی و اقتصادی ارمغانی نخواهد داشت. جامعه ایران هیچ گاه نظام لیبرال دموکراسی را نخواهد پذیرفت همانطور که ترکیه کشوری که هم از نظر تاریخی و هم از نظر اجتماعی و فرهنگی بیشترین شباهت را به ایران دارد با تمام تلاشی که کرده نتوانسته یک کشور غربی با نظام لیبرال دموکرات شود و نخواهد هم شد. من هنوز نمی دانم برای ایران چه الگویی مناسب است امّا مطمئنم نظام لیبرال دموکراسی به شکل غربی آن جز از هم گسیختگی در تمام عرصه ها حتی جغرافیایی برای ایران نتیجه ای نخواهد داشت. قویّا اعتقاد دارم مردم ایران بین یک شاه یا رهبر مصلح که به نظرشان امور را به درستی تدبیر کند، دوستش داشته باشند و به وی احترام بگذارند (در حالت فرضی شاهی مانند کوروش  یا رهبری مانند آیت الله خمینی) و یک نظام لیبرال دموکرات با آزادی سیاسی مطلق اولی را انتخاب می کنند. وقتی این کار را نخواهند کرد که بتوانی آن روح ایرانی را عوض کنی، روحی که طی 2600 سال شکل گرفته.

            همان کاری که "آتا تورک" در ترکیه خواست بکند امّا نتوانست و اسلاف وی هم نتوانسته اند.

 

در پایان ، صادق جان قبل از اینکه شروع به دادن پاسخی تند بکنی ، کمی با تامل بنویس که به غنای بحث کمک کند، هم چنین یکبار دیگر بند 2 را بخوان.

 

پیروز باشی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 2:8 قبل از ظهر  توسط مهدی محمودرباطی  | 

روزنامه شرق چند روز پیش در صفحه سیاست خود مطلبی چاپ کرده بود تحت این عنوان اینکه "مردان سیاست چه می گویند " فارغ از محتوای مطلب ،عکس افرادی که به عنوان مردان سیاست ایران چاپ شده بود بسیار متاثر و مفرح کرد. هر روز که می گذرد به پاسخ سئوالی که مدتهاست در خلوت ذهنم را مشغول کرده است نزدیک می شوم. در ایران هر چه کوتوله تر باشی راحت تر و سریع تر پیشرفت خواهی کرد. به همین دلیل هم هست که ما هنوز عقب مانده ایم ،چون از پتانسیل های انسانی خود استفاده نمی کنیم. افرادی زمام امور و تصمیم گیری را در دست می گیرند ، گرفته اند و خواهند گرفت که کشور را به جایی بهتر از امروز رهنمون نمی کنند. سیستم سیاسی و فرهنگی ایران کوتوله پرور است و گرنه دانشگاههای دنیا امروز مملو از نخبگان ایرانی نبود.

آری در ایران کوتوله ها به بهشت می روند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 3:2 قبل از ظهر  توسط مهدی محمودرباطی  | 

در ایران برای قاچاق مانند هر موضوع مهم و غیر مهم دیگری سازمانی تشکیل شده است به نام سازمان مبارزه با قاچاق کالا که دیروز جناب آقای دکتر الهام یار غار و رفیق گرمابه و گلستان رییس جمهور با دریافت ریاست آن پنجمین حکم خود را نیز دریافت کردند. در این شکی نیست که قاچاق پدیده ایست مزموم که برای سیستم اقتصادی کشور اثرات زیانباری به دنبال دارد، ولی یک ابهام در اینجا وجود دارد، آیا تا کنون با تشکیل سازمانها و نهادهای گوناگون و متنوع گره ای باز شده است؟ بنیاد مستضعفان ، سازمان ملی جوانان ، بانوان ، شهیدان ، معلمان و... همه و همه کمابیش دارای نهادهایی دولتی هستند که باید رأساً اقدام به رتق و فتق امور مربوط بنمایند ولی اوضاع شاهد بر این است که این سازمانها اگر هم نقشی داشته اند صرفاً در حدّ یک تسکین دهنده بوده و حل مسئله نکرده اند. برای حل معضل قاچاق باید به انگیزه هایی که سبب می شود قاچاق کالا صورت بگیرد توجه کرد. بنابر رفتار عقلایی وقتی قاچاق توجیه پذیر می گردد که انجام مبادله از مبادی و طرق رسمی با قوانین و تعرفه های دست و پا گیر و زائد و هم چنین قیمتهای غیر واقعی در داخل کشور صرفه اقتصادی نداشته باشد. به عنوان مثال ، در مورد گوشی تلفن همراه هیچ بازرگان عاقلی حاضر نیست با تعرفه ۶۰ - ۷۰ درصدی  اقدام به واردات نماید در حالیکه دولت می تواند با کاهش تعرفه به ۱۰ الی ۱۵ درصد تا حد بسیار زیادی انگیزه قاچاق کالا را از بین ببرد. هم چنین وقتی در داخل کشور بنزین 100 تومان و در خارج بنزین 500 تومان معامله می شود این سود چندین برابر را همه درک می کنند. نتیجه اینکه پدیده قاچاق هیچ وقت با تشکیل سازمان و برخوردهای انتظامی اگر کاهش یابد مداوا نخواهد شد. قاچاق یکی از مولود های شوم انحراف از ساز و کار عقلایی بازار است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 5:28 بعد از ظهر  توسط مهدی محمودرباطی  | 

دیشب برای هواخوری به خیابان ولی عصر تهران رفته بودم که ناگهان و در عرض چند دقیقه با ترافیک سنگینی در تمام معابر شهر روبرو شدم. بطوریکه تقریبا سه ساعت طول کشید تا به منزل برسم و در ترافیک حسابی به هواخوری پرداختم. آن قدر عصبانی هستم که حوصله نوشتن هیچ مطلب علمی و غیر علمی را ندارم چون به اندازه کافی نوشته ام و نوشته اند ولی گوش شنوایی وجود ندارد. فقط یک جمله امروز تیتر روزنامه کیهان بود که نظرم را خیلی به خود جلب کرد،

 " اگر ملتهای جهان ایستادگی کنند آمریکا به راحتی از پای در خواهد آمد."

کفر یا ظلم، کدامیک زودتر از پا درخواهند آمد ؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 12:54 بعد از ظهر  توسط مهدی محمودرباطی  |